آیهان جانآیهان جان، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره

آیهان

سفرنامه 1404

1404/6/30 11:50
نویسنده : مامان
158 بازدید
اشتراک گذاری
 امسال عوض سفر ناموفق پارسال رو درآوردیم که می خواستیم با عمو بابک اینا بریم مسافرت و نشد. سفری که نیمه راه ما مجبور به برگشت شدیم. شب اول خانه ساناز زحمت کشیده بود از طرف اداره شون مشکل اسکان رو حل کرده بود. مامان برا ناهار لوبیاپلو گذاشته بود تا عمو بابک اینا رسیدن تو تبریز و پارک ناهار رو خوردیم و راه افتادیم تا مشکین شهر. خسته کوفته رسیدیم و رفتیم محل اسکانمون. شب اول خیلی خوش گذشت بچه ها با هم مامانا با هم باباها باهم و آنیا جیگر هم نقل و نبات محفل که بیشتر با عمو بابک بازی می کرد. بعد شام که کباب ها و جگرکی های فوق العاده مشکین شهر بود رفتیم پل معلق. اولین بارمون بود که می رفتیم حسابی کیف کردیم.
بعد از استراحت صبح به طرف اردبیل حرکت کردیم و عمو بابک مارو برد رستوران صادقی، رستورانی خوشگل و خلوت
بعد از ناهار قرار بود بریم به طرف شمال حرکت کنیم  که اول به پیشنهاد بابا رفتیم دریاچه سوها، زیبا بود ولی حیف دریاچه به اون بزرگی نصف بیشتر آبش تو تابستون تبخیر شده بود و به دلیل عدم بارش کم آب بود.
آیهان و آراز هم با هم رفتن گشتن و برگشتن. شب خودمون رو به جاده حیران رسوندیم و اونجا تو گیلده یه ویلای خوشگل گرفتیم
از شدت خستگی تو رستورانهای روبه روی جاده گیلده یه املت حسابی خوردیم و به خاطر قیمت املت کلی بگوبخند راه انداختیم.
صبح به پیشنهاد بابا به طرف آبشار ویسادار رفتیم که چند سال قبل رفته بودیم و می دونستیم بهشته
عمو بابک که برا ناهار بساط جوجه تدارک دیده بود موقع برگشت از ویسادار کنار رودخونه نشستیم بچه ها بازی کردن و بابا و عمو بابک ناهار درست کردن
شب خودمون رو به لاهیجان رسوندیم و رفتیم هتل دانشگاه. شب رو هم رفتیم بام لاهیجان پتو پهن کردیم و چند ساعتی استراحت کردیم
بچه ها که گشنه بودن نصف شبی بابا به زور یه ساندویچ براشون پیدا کردن که بخورن و صداشون درنیاد😂
صبح به پیشنهاد بابا رفتیم ساحل فوق العاده زیبا و تمیز چمخاله. آنیا خانوم کلی رقصید و کلی ناز و عشوه اومد بعدش هم مردا رفتن شنا
بعد از چمخاله رفتیم رشت برای ناهار
شب خودمون رو به سرعین رسوندیم و شب رو اونجا موندیم و صبحش به پیشنهاد عمو بابک رفتیم نیر و ماهی خریدیم و عمو بابک بساط منتقلش رو برپا کرد و بهمون کباب ماهی خوشمزه داد. تو راه تو جاده حیران برا رفع خستگی نگه داشتیم.
مسیر برگشت بعد از ناهار😁
غروب دلگیر
والسلام. به امید یه دنیا روزای خوب برا شما جیگرای مامان
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آیهان می باشد