آیهان جانآیهان جان، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره

آیهان

خاطراتی از هفتمین سال زندگی آیهان

عید 96 ض مثل حوض(ماهی) سبزه برا مدرسه آیهان جون ژ مثل ژله و اژدها تغییر مدرسه آیهان اواسط بهمن و خوشحالی فراوان جیگرم کیکی که برا مدرسه آیهان جون پختم تولد یکسالگی فاطمه خانوم 13 بهمن یه روز بسیار بسیار شاد و به یاد موندنی   عروسک فامیل پرنسس فامیل زمستان 95 یه روز خوب با خاله ساناز و عمو بابک و آراز جون رستوران مظفریه تبریز حیاط ...
30 فروردين 1396

خاطراتی از ششمین سال زندگی آیهان

دانشگاه مامانی و این خوشگل هم ماهان داداشی پسر عمو مجید آیهان غصه دار و حسود کنار خنچه عید زن دایی  چهارشنبه سوری  بله برون دایی جون  دومین دختر عموی آیهان جون  کیک پوشکی نوه جدید سکه های قلک آیهان که می خواد باهاش 5 تا خونه بخره فازهای دندان ریزی آیهان  اشتیاق فوق العاده برا مشق نویسی خواب ناز پسری  دی 94  ...
30 فروردين 1395

خاطراتی از پنجمین سال زندگی آیهان

عکس دخترم آیهانه  31 فروردین 94 تولد سید رضا  و سید امیر این هم کادوی آیهان فروردین 94 - اداره خوشگل مامان 14 بدر 1394 خونه باغ بابا جون 28 اسفند 93 جشن تولد اسرا این هم از کادو و جعبه کادوی اسرا خانوم این هم جعبه کادوی جشن دندونی کیانا خانوم سبزه ای که برای آنا درست کردیم...
30 فروردين 1394

خاطراتی از چهارمین سال زندگی آیهان

دو روز مامان جونم خونه نبود مامانم مجبور شد منو سر کارش ببره. با این که بد نبود ولی من کاری کردم که هرگز فراموشش نشه و دیگه منو اداره نبره   آیهان در مواقع جوگیری  آیهان در مواقع شادی      شهر بازی   قایق سواری   بادبادک بازی تو خونه   زمستان پر برف تو کوچه   ​  آیهان با لباسهای ورزشی بابایی و تمرین فوتبال در منزل    بخیه های...
30 فروردين 1393

خاطراتی از سومین سال زندگی آیهان

آیهان تو شهر بازی  آیهان خوشگل و خوش تیپم  کندوان  کیک عید غدیر برا سید کوچولوم که هر کاری کردیم که کیک را از بیرون خریدیم باز نتونستیم قانعش کنیم. فضولی کرده بود و اسمارتیزها را تو کمد دیده بود. کادوی عید غدیر از طرف مامان جون باباجون  سوغاتی عمه جون از مکه  وقتی آیهان محض رضای خدا خسته می شه وقتی آیهان قایم می شه و فکر می کنه کسی اونو نمی بینه    باز هم آیهان و اسرا  استفاده آیهان از تمامی امکانات به عنوان بازی  عاقبت آیهان هنگام برگشت از بنا...
30 فروردين 1392

خاطراتی از دومین سال زندگی آیهان

آیهان و دوست دخترش اسرا   (تیر 90) از الان دست به کار شدم برا خودم دوست دختر خوشگل پیدا کردم     آرزوی آیهان برای بزرگ شدن  (تیر 90) ای خدا کی قراره بزرگ بشم از اینا بپوشم آیهان در حال نظافت  (مرداد 90) آیهان در حال خوردن کیک تولد مامان  (آذر 90)  زمستان  (دی 90) گریه پشت...
30 فروردين 1391

خاطراتی از اولین سال زندگی آیهان

دومین روز زندگیم بعد از یک حموم حسابی  امروز مهمونا میان دیدنم باید حسابی تا اومدنشون استراحت کنم  بغل عمه جونم نشستم ژست گرفتم عکس بندازم  خدا آخر و عاقبت منو به خیر کنه  بغل بابابزرگ  مرگ بر آمریکا  نگران نباش مامان تو برو خودم می خوابم  بیخیال مامان خسته شدم از بس ازم عکس گرفتی  از بس نمی خوابم تا چشامو رو هم می ذارم مامانم ذوق زده می شه فورا عکس میندازه  اولین اسباب...
30 فروردين 1390

سیسمونی آیهان

  من هیچ توضیحی برای این پست ننوشته بودم ولی به دلیل سوالات دوستای نی نی وبلاگی یه مختصر توضیحی در مورد هر کدوم نوشتم. خرید اصلی وسایل از وسایل بزرگ گرفته تا ریزه ها از  تهران  (بهار) بود. البته اون موقع تبریز وسایل خوشگلی نبود. یکی از دوستان در مورد وسایل چوبی آیهان پرسیده بود. ما به دلیل نیاز به کمد دیواری تو اتاق آیهان و اینکه نمی تونستیم با ست های بیرون رنگ کمد را ست کنیم تصمیم گرفتیم بدیم برامون بسازن. تو ابوریحان دادیم آقای مصطفایی برامون درست کرد. خودش یه مغازه بزرگ صنایع چوبی سیمونی داره، کارش عالیه هر طرحی بگه می سازه. همه عروسکا به جز دو تا بالایی رو خودم دوختم آویز تخت موزیکا...
30 فروردين 1389
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آیهان می باشد